غلامرضا علیزاده، از غواصان گردان یونس لشکر ۱۴ امامحسین(ع) که در جریان عملیات کربلای ۴به اسارت دشمن بعثی درآمد، خاطرات ارزشمندی از عملکرد گردان یونس در تسخیر اسکله الامیه در عملیات کربلای ۳دارد. این روایت، تصویری دقیق و انسانی از تلاش، شجاعت و ایثار نیروهای ایرانی در شبهای دشوار عملیات ارائه میدهد و به مناسبت سالروز این عملیات غرورآفرین منتشر میشود:
روز نهم شهریورماه، دمای هوا پنج، شش درجه گرمتر از روزهای قبل بود و بچهها با هیجان و نگرانی آماده حرکت شدند. همه اسلحه و تجهیزات خود را برداشتند و لحظه خداحافظی و طلب حلالیت فرا رسید. گفتم :«خدایا! من از چه کسی حلالیت بطلبم؟ تا دقایقی دیگر به دریا میزنیم و معلوم نیست چه میشود.»
در دریا جای سنگر گرفتن یا پناه گرفتن نبود. اگر دشمن متوجه ما میشد و با قایق یا بالگرد رگبار میکرد، راه نجاتی وجود نداشت. با نزدیک شدن غروب، همه نماز مغرب را خواندند، عزاداری مختصری انجام شد و سپس آرامآرام سوار قایقهای والفجر شدند. مسیر تا اسکله الامیه حدود ۸تا ۹کیلومتر بود که بخشی از آن با قایق و بقیه با شنا طی میشد.
بچهها با وجود گرما، لباسهای سنگین و دریا مواج، خوشحال بودند و میخندیدند. فضایی عجیب و متفاوت بر قایقها حاکم بود، انگار هیچ سختی و تهدیدی وجود نداشت اما هوا نامساعد شد و قایقها مسیر را گم کردند؛ تا نزدیکی اسکله رفته بودند و متوجه نشدند، مجبور شدند برگردند. این موضوع باعث شد همه ناراحت و خسته شوند، اما فرماندهان تصمیم گرفتند فردا شب دوباره عملیات را انجام دهند.
صبح روز بعد، بچهها تا ساعت ۱۲ خوابیدند و بعد از نماز، ناهار خوردند و کمی استراحت کردند تا انرژی لازم برای شب فراهم شود. با فرا رسیدن زمان اذان مغرب، نماز مغرب و عشا را خواندند و مراسم عزاداری کوتاهی برگزار شد. سپس شام خوردند و حدود یک ساعت بعد، آماده حرکت شدند.
فرماندهان پیش از حرکت، از زیر قرآن رد و طبق نقشه به سمت گوی هشتم حرکت کردند. از این نقطه باید از قایقها به آب میپریدند و طنابی که حلقه شده بود، بچهها را در یک ستون نگه میداشت تا مسیر گم نشود. من ته ستون بودم و مسئول مراقبت از طناب شدم.
مسیر شنا و رسیدن به اسکله
چهار کیلومتر با دیگر بچهها فاصله داشتیم و صدای موجهای بلند دریا، مسیر را دشوارتر میکرد. با وجود اینکه به مکانی میرفتیم که احتمال بازگشت کم بود، بچهها میخندیدند و روحیه خود را حفظ میکردند. مسیر شنا حدود پنج کیلومتر بود و موجها گاهی آنها را جابجا میکرد .
دو ساعت پس از شروع شنا، خستگی و فشار آب محسوس شد. بچهها کمکم خسته میشدند و هنوز اسکله الامیه دیده نمیشد. آقای مظاهری فرمانده گروهان و معاونش آقای جاننثاری و آقای منصوری مسئول دسته بودند و بچهها طبق آموزش با کمک طناب حرکت میکردند.
با رسیدن به اسکله، سیمخاردار مانع مسیر شد، اما با شجاعت فرماندهان، مسیر باز شد و بچهها یکییکی بالا رفتند. برخی مجروح شدند و چند نفر هم شهید شدند، اما تلاش برای پیشروی ادامه داشت. علیزاده موفق شد حسن منصوری و محمدعلی زاجانی را نجات دهد و همزمان با آرپیجی و کلاش دشمن را هدف قرار دهد.
سربازان دشمن در مواجهه با پیشروی غواصان، فرار کردند و برخی از نیروهای عراقی از ساختمانهای اطراف تیراندازی کردند. من و همرزمانم با تیراندازی، شلیک آرپیجی و استفاده از نارنجک، پدافند دشمن را خنثی کردیم و موفق شدیم کنترل اسکله را به دست بگیریم.
با وجود نبودن بیسیم و عدم اطلاع فرماندهی از وضع نیروها، تلاش و همکاری بچهها موجب پیشروی و تثبیت موقعیت شد. این تلاش همگانی باعث شد بسیاری از فرماندهان و دوستان ما نجات پیدا کنند و جانشان محفوظ بماند.
شکار جنگنده عراقی
در اوج عملیات، یک هواپیمای عراقی نزدیک شد و شروع به بمباران کرد. خوشبختانه بمبها در آب افتادند و آسیبی نرساندند. سپس هواپیمای دوم هم به سمت آنها آمد و با شلیکهای خودم و همکاری کیانی، توانستیم جنگنده را هدف قرار دهیم.
هواپیما آتش گرفت و در آب سقوط کرد. بچهها اللهاکبر گفتند و شادی کردند. سجده شکر بجا آوردم، چون هیچگاه فکر نمیکردم بتوانم چنین کاری انجام دهم. خداوند مرا وسیلهای برای نجات دوستانم قرار داد.
طول اسکله حدود یک کیلومتر بود و درگیریهای شدید ادامه داشت. نیروهای غواص با دقت، شجاعت و همکاری، پدافند دشمن را از بین بردند و موفق شدند تأسیسات را کنترل کنند. شلیکهای آرپیجی، استفاده از نارنجک و تلاش در شرایط سخت، نشاندهنده ایثار و همبستگی بینظیر نیروهای ایرانی بود.
خستگی، موجهای بلند، گرما و خطر مداوم دشمن، مانع از پیشروی آنها نشد.
نتیجه عملیات
با تصرف اسکله، نیروهای دشمن دچار وحشت شدند و بسیاری از سربازان فرار کردند. قایقهای پشتیبانی گردان امام رضا (ع) به اسکله رسیدند و به نیروها کمک کردند. حضور قایقهای فرماندهی لشکر هم موجب شد عملیات با موفقیت ادامه یابد.
این عملیات نه فقط نشاندهنده شجاعت غواصان گردان یونس بود، بلکه اثبات کرد که با همبستگی، ایمان و اعتماد به خدا، میتوان در شرایط سخت پیروز شد. شکار جنگنده عراقی و نجات جان فرماندهان، بخش مهمی از این خاطرات غرورآفرین است .
غلامرضا علیزاده با بیان این خاطرات، تصویری ملموس از شبهای دشوار عملیات کربلای ۳ارائه میدهد. لحظات سخت، خطرناک و پر از ایثار، امروز یادآور شجاعت و فداکاری غواصان و رزمندگان ایرانی است و به نسلهای آینده یادآوری میکند که آزادی و امنیت امروز، حاصل جانفشانی آنان است.
*خبرگزاری دفاع مقدس
شما چه نظری دارید؟